ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 7 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

ثمین و ده ماهگی

اینروزا من خیلی بلا شدم. مامانی همش باید مواظبم باشه تا یه موقع آشغال نخولم یااینکه کالای خطرناک نکنم!من اتاق آجی ثنا رو خیلی سیاد دوس دالم.آخه اونجا همیشه پر از اسباب بازیهای جورواجور و جدیده!اما تا میلم میان و منو برمیگردونن تو سالن تا بیشتل هوامو داشته باشن!آخه من از اسباب بازیهای خودم خسته شدم و دوس دالم چیزای تازه رو کشف کنم .یه ماهه که دستم رو به مبل میگیلم و سر پا میایستم. تازه گوشی تلفن رو هم برمیدارمو اَاَ میگم.هر چیزی که شبیه موبایل باشه فورا میزالم در گوشم و ادای کسی رو درمیالم که داله میگه الو!!تازه زبونم رو میچسبونم به سقف دهنم  و تق تق میکنم و از صداش کلی ذوق موکونم.میتونم زبونم رو به کناره های لبم ببرم و تند تند صدای لولو...
5 مرداد 1391

ثمین و مریضی

ثمین عزیزم:بعد از اون روز جمعه که هوا یه کم سرد شده بود و باد هم میاومد،با اینکه پوشوندمت ولی از روز شنبه متاسفانه مریض شدی و تب کردی. بابا که اومد بردیمت دکتر.اون شب تا صبح هر چی قطره و شیاف برات استفاده کردم،تبت یه ریزه هم پائین نیومد.روز یکشنبه دوباره بردیمت دکتر.این بار  پیش دکتر خودت.بعد از معاینه گفت که یه ویروسه که الان شایع شده.بعد از سه روز که تب داره و پائین هم نمیاد،بدنش دونه میریزه که نشونه ی بهبود بیماریه و گفت که باید خنکی جات زیاد بخوریم.هم من و هم شما.کوچولوی عزیزم،تا دیشب همینطور توی تب میسوختی و از دست من جز خنک کردن تو و دارو دادن کار دیگه ای بر نمیاومد. بابا رضا هم که دوشنبه رفت ماموریت و فردا میاد.وقت...
5 مرداد 1391

یه شروع تازه

امروز داشتم تو اشپزخونه ظرف میشستم و دورادور هوای ثمین رو هم داشتم.تو سالن میچرخید و بیشتر هم طرف کمد تلویزیون میرفت.با اینکه دو عدد بالش گنده جلوی ضبط گذاشتم اما ازشون بالا میره و با دکمه های اون بازی میکنه و به سی دی های ثنا دست میزنه و اگه دیر بجنبی جلد اونا رو عین موش میجوه. از سه ماه پیش به باباشون گفتم این شیشه ی کمدرو بنداز.شیشه اماده ست فقط احتیاج به دو تا سوراخ داره.اما کو وقت اضافه ی بابا!! کجاااا بودم؟!آهان داشتم ادامه ی ظرفهارو میشستم که متوجه شدم صدای ثمین نمیاد.از ثنا که محو تماشای فیلم بود پرسیدم:ثمین کو؟یه نگاه به اطرافش انداخت و گفت نیست!!شصتم خبردار شد که رفته تو اتاق ثنا.دوتائی با هم دویدیم. بهههله!خانومی وسط اسباب بازیها...
5 مرداد 1391

ثمین و 8 ماهگیش

این روزها ثمین برای گاگله کردن خیلی تلاش میکنه.پاهاش رو صاف میکنه و بعد بالا میبره و پاهاش رو میکشه جلو.اما هنوز بلد نیست دستهاش رو جلو ببره!  برای همین شیرجه میره.چند روزی میشه که از حالت نشسته میره رو چهاردست و پا.بار اول پاش گیر کرد زیرش و گریه کرد. اما بعد فهمید باید چیکار کنه.البته  برای رسیدن به چیزهایی که میخاد،از روش غلط زدن استفاده میکنه .ماشااله سرعتش هم عالیه.تا حالا دو بار از روی تخت ما افتاده و هر دوبار هم ما تو اتاق بودیم.مثلا. تو یه چشم بهم زدن طول تخت رو غلط زده!باشه بابا ،دعوامون نکنین دیگه! ازحالا به بعد4چشمی مراقبشیم. برا همین میذارمش تو تاب.البته اونجا هم با پاهاش تا هر شعاعی که پاش برسه رو میدوه و با ...
5 مرداد 1391